چرا از موفقیت دیگران غمگین و ناراحت می‌شویم؟

۳. با بدنتان بعنوان بخشی از خودتان رفتار کنید.

کار دیگری که واقعاً برای کنار آمدن با این وضعیت به من کمک کرد، انجام یوگا بود. من همیشه در مغزم زندگی می‌کردم و بدنم را درواقع دشمن مغزم می‌دانستم. یادم می‌آید که وقتی دبیرستانی بودم، گفته فیلسوف فرانسوی معروف دکارت را شنیده بودم که می‌گفت، ذهن و جسم دو موجودیت جداگانه هستند، حتی اگر بر هم تاثیر داشته باشند و این بدترین شکل تفسیر یک فلسفه بود. با خودم فکر می‌کردم چرا همه طوری رفتار می‌کنند که انگار خیلی عجیب است ذهن و جسم از هم جدا باشند؟ اینطور است دیگر! البته به استثنای اینکه به آن سادگی‌ها که من فکر می‌کردم هم نبود. جسم ما به شدت به مغز و احساسات ما مرتبط است. وقتی احساس بدبختی و حسادت می‌کنید و دلتان می‌خواهد با مشت توی صورت کسی بزنید، حرکت دادن بدنتان می‌توانید خیلی مفید باشد. من در سن ۱۲ تا ۲۴ سالگی به این ایده می‌خندیدم ولی واقعیت این است که آن زمان بیشتری احساس ناراحتی را در زندگی‌ام داشتم. چه دویدن باشد چه یوگا یا انجام هر ورزش دیگری کنار دوستانتان، حرکت دادن بدنتان می‌تواند تاثیر فوق‌العاده‌ای بر وضعیت ذهنی‌تان داشته باشد. من خودم به این دلیل یوگا را دوست دارم که یک معلم عالی پیدا کردم که همیشه قبل از کلاس کمی درمورد اینکه کاری که ما روی زیرانداز یوگایمان انجام می‌دهیم با زندگی آن زیرانداز در ارتباط است، برایمان حرف می‌زند. یوگا با مجبور کردن من برای کندتر کردن تنفسم و برخورد با بدنم بعنوان قسمتی از خودم، به من کمک کرد بتوانم چیزهایی که در کنترلم نیستند را رها کنم و به هیچ‌چیز وابسته نشوم.

ادامه مطلب در صفحه بعد:

One Response

  1. Babak 21 مارس 2017

دیدگاه اضافه کنید