فیلم‌هایی که باید دید: «خونِ خونِ من»

مارکو بلوکیو (بلوچیو)، در سن هفتاد و پنج سالگی همچنان گرایش‌های تجربی‌اش را حفظ کرده و فیلم‌های غریبی می‌سازد که اگرچه به قدرت کارهای اولیه‌اش نیست اما هنوز می‌تواند تماشاگر را مجذوب ساختار روایی بازیگوشانه و فضاسازی سینمایی خیره‌کننده‌اش سازد. او در «خونِ خونِ من»، داستانی قرون وسطایی را با داستانی مدرن که در قرن بیست و یکم می‌گذرد به شکل پیچیده و حیرت‌انگیزی ترکیب کرده است. داستان اول که در صومعه‌ای در شهری به نام بوبیو می‌گذرد، با ورود مرد جوانی به نام فدریکو مِی به صومعه سنت کلر آغاز می‌شود. مردی که برای اثبات بی‌گناهی برادر دوقلویش که کشیش بوده و به خاطر افشای رابطه عاشقانه‌اش با راهبه جوان و زیبایی به نام بِنِدتا، خود را کشته است، وارد صومعه‌ای می‌شود که بندیکته را در آن به بند کشیده‌اند. اگر اثبات شود که کشیش به خاطر بِنِدِتا خودش را کشته است (که در واقعً چنین بود) آنگاه مردم شهر از به خاک سپردن او در آرامگاه بزرگان شهر جلوگیری خواهند کرد و او را در آرامگاه معمولی شهر دفن خواهند کرد که این برای خانواده فدریکو، رسوایی و بی‌آبرویی بزرگی است.

ادامه مطلب در صفحه بعد:

دیدگاه اضافه کنید