تجربه ۴ ساعته حضور در خانه «دعانویس» مشهور

57383718

زنگ خانه «حاج‌آقا» را پی‌درپی و ممتد فشار می‌دهد. در که باز می‌شود، با عجله و در حالی که مدام پشت سرش را نگاه می‌کند، وارد اتاق می‌شود: «شوهرم داره تعقیبم می‌کنه؛ تو رو خدا اجازه بدید، اول من برم تو. به خدا فقط یه نقطه حرف با حاج‌آقا دارم. برم کارم رو بهش بگم، زود میام بیرون. ایشالا خدا مشکل همتونو حل کنه…»

خانمی که معرف من است، وقتی آدرس را برایم روی کاغذ می‌نویسد، تاکید می‌کند قبل از ساعت ۹ صبح به خانه «حاج‌آقا» برسم؛ چون سرش آنقدر شلوغ است که اگر دیر برسم، مرا به عنوان مراجعه‌کننده نمی‌پذیرند و باید دوباره کلی منتظر نوبت بمانم.

بر اساس یک قرار از پیش تعیین‌شده، صبح خیلی زود از سر کنجکاوی راهی یکی از محله‌های جنوب تهران می‌شوم؛ برای دیدن «حاج‌آقا» و یک تجربه خبری که با شما به اشتراک گذاشته می‌شود. حاج‌آقا کار اصلی‌اش «سرکتاب» باز کردن است؛ بر اساس آنچه می‌گوید از «علوم غریبه» می‌داند و از رازهایی می‌گوید که ما آدم‌های عادی به این راحتی‌ها از آن سر در نمی‌آوریم.
ساعت ۸ صبح است که خودم را در کوچه‌ای خلوت و باریک می‌بینم. از آن کوچه‌ها که پرنده هم در آن پر نمی‌زند. پلاک خانه را با آدرسی که در دست دارم، مطابقت می‌دهم. یک خانه شخصی سه طبقه که اولین طبقه آن به مراجعه‌کنندگان اختصاص دارد. زنگ را فشار می‌دهم، بدون اینکه کسی نامم را بپرسد، در باز می‌شود. یک راهروی باریک موکت شده روبریم است که به اتاق مربع و خیلی کوچکی ختم می‌شود.
زن‌های زیادی از من زرنگ‌تر بوده و خیلی زودتر آمده‌اند. همه‌شان به پشتی‌های قرمزی که دورتا دور اتاق چیده شده، تکیه زده‌اند. مشغول درد دل کردن با یکدیگرند و منتظر هستند صدای «حاج‌آقا» را از پشت در چوبی بزرگ بشنوند تا به نوبت، شنونده مشکلاتشان باشد و برایشان دعا بنویسد.
یکی از زن‌ها در حالی که چهره‌ای بغض‌آلود به خود گرفته چادرش را جمع می‌کند تا من هم بتوانم کنارش در نوبت بنشینم. بدون اینکه چیزی بپرسم، شروع می‌کند به درد دل کردن: «به خدا خسته شدم از دست پسرم. بیکار افتاده تو خونه. نه سربازی می‌ره. نه اهل درس و دانشگاست. هیچ هدفی نداره. اصلا نمی‌دونه می‌خواد چیکار کنه؟ خیلی ناراحتم…» یک‌دفعه خانمی که کنارش نشسته، برای دلداری‌اش می‌گوید: «نگران نباش خانم. حاج‌آقا درستش می‌کنه. هرچند که باید توکلت به خدا باشه. اول خدا، بعدم حاج‌آقا.»

ادامه مطلب در صفحه بعد

9 دیدگاهها

  1. سحر 13 مارس 2017
  2. Siavash 11 فوریه 2017
  3. مرسل 2 فوریه 2017
  4. ابی 29 دسامبر 2016
  5. حیدر 3 دسامبر 2016
  6. سیامک 29 نوامبر 2016
  7. Dawood 26 نوامبر 2016
  8. Ethan Rosewood 23 نوامبر 2016
    • فزاد 24 نوامبر 2016

دیدگاه اضافه کنید